السيد محمد حسين الطهراني

347

الله شناسى (فارسى)

حضرت حقّ پايه‌گذارى نموده‌اند ، لهذا در نزد صاحب عقل كلّ و هادى سبل پيامبر خاتم النَّبيّين ، مُعزَّز و محترم و در نزد اوصياى وى داراى درجه و مرتبه‌اى بس ارجمند و عالى مىباشند . لقمان حكيم اهل شام بود و پيغمبر هم نبود ، ولى در اثر قدرت روحيّه و حيازت حكمت به درجه‌اى رسيد كه از استفاده‌هاى حضرت پيغمبر : داود كه از بنى إسرائيل ( على نبيّنا و آله و عليهما السّلام ) بود ، به مقامى رسيد كه يك سوره در قرآن كريم به اسم او وارد شده است . قاضى أبو القاسم ابن صاعِد اندلسى در كتاب « طبقات الامَم » آورده است : « فلاسفه جمع فيلسوف است كه لغتى يونانى و به معنى « دوستار حكمت » مىباشد . و فلاسفهء يونان از بزرگان بشر و طبقات ممتازهء علماء دنيا مىباشند كه به فنون مختلفهء حكمت و فلسفه و علوم از رياضى و منطق و طبيعيّات و الهيّات و سياست مُدُن و سياست منزل توجّه كامل داشته‌اند . بزرگترين فلاسفهء يونان نزد يونانيها پنج نفرند كه از همه قديم‌تر بندقليس « 1 » و بعد فيثاغورس و بعد سُقراط و بعد أفلاطون و بعد أرسطاطاليس پسر نيقوماخوس ( نيقوماخوش ) مىباشد . 1 - بندقليس ( انباذقلس ) بنا بر آنچه علماء تاريخ مىنويسند معاصر داود پيغمبر بوده ، و حكمت در شام از لقمان آموخته ، و بعد به بلاد يونان مراجعت كرده است . . . انباذقلس اوّل كسى است كه جمع بين معانى صفات الله نموده ؛ و تمام صفات خدا را از ذات واحدى دانسته كه موسوم به « علم » و « جود » و « قدرت » است .

--> ( 1 ) . انباذقلس كه امپدكل باشد . ( تعليقه )